پژوهشكده تحقيقات اسلامى
29
سرداران صدر اسلام (فارسى)
عثمان لختى با خود انديشيد . آن گاه پرسيد : از هيچ يك از اين سه گريزى نيست ؟ اشتر پاسخ داد : نه ، گريزى نيست . آن گاه اشتر از جاى خود برخاست و از خانهء عثمان بيرون رفت و در گوشهاى نشست . مردم به سوى خانه پيش رفتند و خانه را به آتش كشيدند و عثمان را كشتند . پس از عثمان على رغم اينكه اشتر بشدت از وى ناراضى بود ، تمايلى به كشته شدن عثمان نداشت ، اما او در برابر خشم عمومى مسلمانان از هر شهر و ديار چه واكنشى مىتوانست از خود نشان دهد ؟ اكنون اشتر به عنوان يكى از مقتدرترين شخصيتهاى جهان اسلام ، وظيفهء سنگينى بر دوش خود احساس مىكرد . او بايد براى خود و ديگر مسلمانان بهترين فرد را براى تصدى مقام خلافت انتخاب كند ؛ پيشوايى كه مرد حق و عدالت باشد ؛ امر به معروف و نهى از منكر كند ؛ اشتر بايد در جستجوى خليفهاى باشد كه خدا و رسول را دوست داشته ، زمامدار شايستهء مسلمانان باشد و آنان را به خير و صلاح رهنمون شود . اشتر در مدينه لحظهها و دقايق دشوارى را مىگذرانيد ، چرا كه مىترسيد ميان امّت اسلامى بر سر انتخاب خليفهء جديد اختلاف واقع شود و اين امر تباهى و سقوط امت را به دنبال آورد . اشتر كه خود اهل كوفه بود ، خود را بر سر دوراهى احساس مىكرد ، چون همشهريان او بيشتر به زبير تمايل نشان مىدادند ، اما خود او با شناختى كه از زبير داشت مىدانست كه وى شايستگى تصدى اين مقام خطير را ندارد ، چون زبير مردم را عليه عثمان تحريك مىكرد تا راه را براى دستيابى به خلافت هموار